هستیم
۱)
نفس نفس زندگی میتپید
" من " ؛ " او "
بودیم .
۲)
قدم قدم صداقت میپرید
" من " بودم
" او " رفت .
۳)
نم نم بارون میاد
" من " ؛ " آرامش "
هستیم .
فرهین
۱)
نفس نفس زندگی میتپید
" من " ؛ " او "
بودیم .
۲)
قدم قدم صداقت میپرید
" من " بودم
" او " رفت .
۳)
نم نم بارون میاد
" من " ؛ " آرامش "
هستیم .
فرهین
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر میکشیدم
و لابهلای ابرها پرواز میکردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس میزد
آنگاه با خمیازهای ناباورانه
بر شانههای خستهام دستی کشیدم
بر شانههایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
زنده یاد قیصر امین پور
هیس...
سکوت دلم خواب است !
خوابش سنگین
و جنسش از سنگ
اگر بیدار شود
ناله اش
فلک را کر خواهد کرد.
فرهین
همگی بندبازهای خوبی میشیم
من در بند
تو در بند
او در بند
همه در بند
فرهین
آهسته و پی در پی
در غبار ِ بی امان ِ زمان
سایه اي ؛
جاخوش کرده بر دل
حیرانم ؛
در بازی همزاد و همراه
خسته ؛
از تکرار بازیهای اسارت
خیره ؛
به قاب تجسم یافته از روح
بيزار؛
از لشگر به صف کشیده "من"
مي نشينم ؛
در کمین لحظات انتظار
و کشیدن سرمه ؛
بر پرده ابرهای سپید
بدون وزیدن ِ سوره های امید
و دلداده آغوش امن خلا
آهسته و پي درپي
ميكوبم؛
بر بلور ِ باور
ميسرايم ؛
در سكوت.
فرهين
غروب ِ با تو بودن، هرگز پایانی نداشت
.
.
حالا...
.
.
در طلوع ِ تنهایی ِ خود، چه آرامم .
فرهین
من حسینم
پناهی ام
من حسینم , پناهی ام
خودمو می بینم
خودمو می شنفم
تا هستم جهان ارثیه بابامه.
سلاماش و همه عشقاش و همه درداش , تنهائیاش
وقتی هم نبودم مال شما.
اگه دوست داری با من ببین , یا بذار باهات ببینم
با من بگو یا بذار باهات بگم
سلامامونو , عشقامونو , دردامونو , تنهائیامونو
ها؟!
زنده یاد حسین پناهی
نام و یادش تا ابد ماندگار باد