شاید زمانی  - خُرد -  بودم ...

شاید حال  - بزرگ -  شدم ...

روح عصیانگر من از بودها خسته و به دنبال بایدها است.

پاسخی برای ندای ِ درون و نیاز ِ برون دارم.

نمی توانم دلباخته تسلیم باشم.

نمی توانم اندیشه ام را به رایگان حراج کنم.

نمی توانم بازیچه دست خودکامگان باشم.

نیاز به سرچشمه های زاینده و جوشنده دارم.

نیاز به دسترسی به مطلوبی امکان پذیر دارم.

نیاز به احقاق ِ حقوق ِ از دست رفته دارم.

نیاز به  - آزادی -  دارم.

 

 

به یاد سخنی از دکتر شریعتی افتادم ؛

روحش شاد و نامش ماندگار باد....

" آزادانـــــدیشی و خلاقیت عقلی و بینش متحول

و متکامل ، غیر از بی بند و باری و بی عقیدتی

وهرهری مذهبی است . بنابراین سومین بُعد تکامل

تاریخ به سوی کشف یا خلق آزادی ،جوهــر انسان

است.آزادی سیاسی ، فکری ،هنری ،اقتصادی،آزادی

چگونه زیستن وآزادی انتخاب کردن،دستاور غریزه

انسان در طول تکامل خویش است "

 

فرهین

 

عکس